عزيز من!
زندگی
مشترک را نمی توان یک بار به خطر انداخت و باز انتظار داشت که شکل و
محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد. چیزی قطعا خراب خواهد شد.
چیزی فرو خواهد ریخت. چیزی دیگرگون خواهد شد. چیزی – به عظمت حرمت- که
بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر از ساختن چیزی تازه است...
پي نوشت براي دوستايي كه نمي دونن اين نوشته از كتاب چهل نامه نادر ابراهيميِ:
اين نوشته از كتاب چهل نامه نادر ابراهيميِ!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9:0 توسط نغمه ی سکوت
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:37 توسط نغمه ی سکوت
|
چه خوب بود روزگار معجزه، روزگار نگين سليمان، روزگار پرندگان بخت
و روزگار قاليچه عزيز مقدس كه در فضا ميرفت.
چه خوب بود روزگار تعبير خوابها...
و ايمان به امكان معجزه!
پي نوشت:
ديشب داشتم يكي از سر رسيدهام رو ورق ميزدم، رسيدم به اين:
و هرگز مپرس از من كه حضور او چه كرده است
افشاي آتشين اين راز از او
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 8:39 توسط نغمه ی سکوت
|
امتحان جامع رو كه دادم بازم رسيدم به لحظه اي از جنس لحظه هاي آغاز!
اين امتحان آخرين حلقه از زنجيره كارهاي پي در پي اين دو سه ماه اخير بود كه تقريبا وقت نفس كشيدن رو ازم گرفته بود، يه سري دل مشغولي هاي درسي و غير درسي! همه واجب و غير قابل كنسل كردن!
الان يه كم احساس سبكي بيشتر دارم! اما از اين حالت و رفتار خودم كه گريبان گير خيلي از ماهاست خوشم نمي ياد! حس ميكنم اينكه يه سري كار هي برات تراشيده بشه و تو اونا رو از سر بگذروني و تو اون مدت همش به فكر پايان ماجرا باشي از جنس رفتار آدماهاي كوچيكه و بي هيچ تعارفي به كوچيك بودنم خيلي بيشتر پي ميبرم!
اگه يه كم عميقتر بودم ميفهميدم كه زندگي يه جريان پيوسته است و نمي شه هي تقسيمش كرد به متراژ كارهاي كوچيك و بزرگي كه برامون پيش مي ياد! و همش منتظر تموم شدن يه مرحله باشيم!
اگه ياد نگيرم كه هر لحظه، تو هر شرايطي، لحظه آغازه و منم كه بايد سيال ببينم اين زندگي رو هنوز بزرگ نشدم! بهتره بگم هنوز به دروازه بزرگي هم نرسيدم!
اساسا بايد عوض كنم خودم رو!
پي نوشت:
جناب آقاي كيانوش عياري مطمئن باش هر جا فرج الله سلحشور رو ببينم آدرس تو رو بهش ميدم تا بياد ياد بگيره كه احسن القصص رو اينطوري به هدر نمي دن! آخه مگه تو اين مملكت چند بار پيش مي ياد كه ميلياردي واسه يه پروژه سينما تلويزيوني مثل يوسف نبي هزينه بشه كه تو برداري نابودش كني! هر چقدر مجموعه دكتر قريب برام دلنشين، واقعي و لذت بخش بود سريال جناب يوزارسيو برام خنده داره! انتظار معجزه يا امام علي و محمد رسول الله ازت نداشتيم ولي حق نداشتي حيف كني اين مجموعه رو!
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:58 توسط نغمه ی سکوت
|